۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۳, جمعه

روح،جسم،زندگی،مرگ




مرگ من،در نقطۀ تلاقیِ احساس مضاعف دو همنوع به وقوع پیوستمذبوح اوّلین دمی شدم که نوع بشر آنرا "تولد" نامید. به جبر،گرفتار هبوطی سرد بر کالبد دوپایی خود مختار . "خودگرفتارانی" که انبساط مرا "بیداری" خود می‌‌نامیدند و انقباضم را "شبگاه آسایش" .از جدار خودبینی،که دیگر حس اسارت مرا در خود نداشت،گذشتم ... آدمی‌ در ابتدا زنده می شد و سپس می مُرد ؛ من مُردم و بعد زنده شدم


بریده‌ای از:سفر نامۀ تَـنِــستان

نوشتۀ : روحِ تازه گریخته

شاهپور راشدی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر