
مرگ من،در نقطۀ تلاقیِ احساس مضاعف دو همنوع به وقوع پیوست।مذبوح اوّلین دمی شدم که نوع بشر آنرا "تولد" نامید. به جبر،گرفتار هبوطی سرد بر کالبد دوپایی خود مختار . "خودگرفتارانی" که انبساط مرا "بیداری" خود مینامیدند و انقباضم را "شبگاه آسایش" .از جدار خودبینی،که دیگر حس اسارت مرا در خود نداشت،گذشتم ... آدمی در ابتدا زنده می شد و سپس می مُرد ؛ من مُردم و بعد زنده شدم
بریدهای از:سفر نامۀ تَـنِــستان
نوشتۀ : روحِ تازه گریخته
شاهپور راشدی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر